«به زمین خوش آمدید»؛ چگونه یاد گرفتم از ترسیدن دست بردارم و به بدترین هراس‌هایم عشق بورزم

مجله، ساسان گلفر

«مادربزرگم می‌گفت بهترین چیزهای زندگی همه در فراسوی ترس  زندگی می‌کنند.» ویل اسمیت، راوی مجموعه‌ی مستند شش قسمتی «به زمین خوش آمدید» / Welcome to Earth که این مجموعه بر اساس تجربیات دست اول او ساخته شده است، از همان دقایق اول به موضوع ترس‌های زندگی‌اش اشاره می‌کند: «۵۱ سال دارم ولی… باید اعتراف کنم که هرگز در دریاچه‌ای شنا نکرده‌ام، هرگز به کوهنوردی نرفته‌ام، فقط یک بار در غاری بوده‌ام و هرگز در چادر نخوابیده‌ام. ولی کم‌کم دارم فکر می‌کنم ممکن است چیزی را ازدست داده باشم. پس با چند کاشف امروزی همراه شدم و از آن‌ها خواستم من را به دورترین نقاط زمین ببرند. آن‌ها هم گفتند که می‌توانند حتی دورتر از این هم بروند.» بازیگر مشهور بعداً توضیح می‌دهد که «در بچگی از همه‌چیز می‌ترسیدم. محیط ما خشونت خاصی داشت. از کوچکترین بچه‌های محله بودم و همیشه به من زور می‌گفتند.» اما بالاخره تصمیم گرفته از ترس‌های همیشگی خود دست بردارد تا زندگی واقعی را تجربه کند: «بخشی از کاشف بودن، غلبه کردن بر ترس‌های خودت است. و وقتی این کار را کردی، آن موقع می‌توانی جادو را ببینی.» واقعاً هم این اتفاق می‌افتد. او نه فقط جادو را می‌بیند، بلکه جادو را با تماشاگر این مستند هم به شکلی کاملاً عینی در میان می‌گذارد.

تماشاگر در هر قسمت از این مجموعه‌ی مستند چندین بار با لحظه‌ها و موقعیت‌هایی چنان باورنکردنی برخورد می‌کند که ممکن است آن‌ها را جادویی یا ساخته و پرداخته‌ی جلوه‌های ویژه‌ی سینمایی و کامپیوتری بپندارد، اما همه واقعیت دارند و هریک را در گوشه‌ای از این دنیا می‌توان آن را دید یا کشف کرد؛ از دریاچه‌ای که هر شیئی در تاریکی شب در آن حرکت کند با نوری آبی می‌درخشد و ماهی‌هایی که مسافتی طولانی در بیابان «راه می‌روند» تا خود را به اقیانوس برسانند تا رنگین کمان ماه و گونه‌ای کور به نام سمندر سفید که از ۲۰میلیون سال پیش در تاریکی پنهان شده است و هر ده‌ سال یک‌بار به غذا نیاز پیدا می‌کند و رایج‌ترین سیستم ارتباطی جهان موسوم به زیست‌تابی که میلیاردها موجود در «منطقه‌ی نیمه‌شب» اقیانوس از آن برای تداوم زندگی استفاده می‌کنند. همچنین در هر بخش نکاتی شگفت‌انگیز از عالم دانش مطرح می‌شود و درباره‌ی پدیده‌هایی در جهان هستی که گاه آشنا و ظاهراً عادی هستند و گاه کم‌تر شناخته‌شده، توضیح و توجیه شگفت‌آوری در اختیار بیننده قرار می‌گیرد که ممکن است در نگاه اول باور نکردنی به نظر برسد، مثلاً این‌که کل شهر نیویورک روزانه ۳۵ سانتیمتر به سمت ماه کش می‌آید یا در شوره‌زاری در بولیوی که زمین در شب به شکل آینه‌ی آسمان در آمده است، می‌توانیم حرکت کره زمین در منظومه‌ی شمسی و کهکشان را (گرچه باکمک ابزارهایی) مشاهده کنیم یا ماهی‌های نادیده‌ی اعماق دریا چگونه از رنگ سرخ برای نامرئی شدن استفاده می‌کنند یا این‌که «اگر زاویه‌ی دیدتان را تغییر دهید، همه‌جا گلّه می‌بینید». فراتر از همه این‌که هر اپیزود از فصل اول شش قسمتی این سریال سیری فکری را طی می‌کند و به یک نتیجه‌گیری درخشان فلسفی می‌رسد که شاید دیدگاه مخاطبش را نسبت به زندگی و دنیایی که در آن زیسته و تجربه کرده است، به‌کلی تغییر دهد. نام تهیه‌کننده‌ی اصلی مجموعه‌ی محصول ۲۰۲۱ انجمن جغرافیلی ملی (نشنال جئوگرافیک) با همکاری پروتوزوآ پیکچرز، نوتوپیا و استودیو وستبروک را که در ابتدای هر قسمت می‌بینید، خود به خود متوجه می‌شوید که باید انتظار نگرش فلسفی عمیق آمیخته با دغدغه‌های زیست‌محیطی را داشته باشید.

فیلمساز همیشه دل‌مشغول محیط‌ زیست و فلسفه که نام او را در آغاز هر قسمت و بلافاصله بعد از ویل اسمیت ستاره‌ی مجموعه‌ی مستند «به زمین خوش آمدید» می‌توان دید، دارن آرونوفسکی نویسنده و کارگردان فیلم‌هایی همچون «چشمه»، «پی»، «قوی سفید» و «مادر!» است که سمت تهیه‌کننده‌ی مجموعه و مدیر تولید بعضی از اپیزودها را دارد. تهیه‌کننده و پدیدآورنده‌ی مجموعه از همان لحظه‌ی اول در صدد است این تصور اشتباه در مخاطب بالقوه‌ی مجموعه را برطرف کند که هر گوشه از سیاره‌ی ما کشف و مشاهده شده و چیز تازه‌ای برای کشف کردن نیست و از ما می‌خواهد موشکافانه و ماجراجویانه به دنیا نگاه کنیم تا متوجه شویم که هنوز چیزهای بیشتری برای کشف وجود دارد و «عصر اکتشاف هنوز به پایان نرسیده است»!

مجموعه‌ی مستند «به زمین خوش آمدید» ویل اسمیت را در یک رشته ماجراجویی‌های باورنکردنی در نقاط دورافتاده‌ای از سیاره دنبال می‌کند تا تماشاگر را در کشف بزرگ‌ترین شگفتی‌های زمین و آشکار کردن رازهای آن سهیم کند. در میان اکتشافات او گاهی نویسندگان و کارگردان‌ها و تدوینگران مجموعه گریزی به گوشه‌های دیگری از کره‌ی زمین می‌زنند که با طول و عرض جغرافیایی و نام مکان مورد نظر و با معرفی دانشمندان یا کاشفانی از نقاط مختلف دنیا پدیده‌ی عجیبی را که ویل اسمیت با آن مواجه شده است، توضیح دهند. نگاهی می‌اندازیم به شش بخش فصل اول این مجموعه.

غرش خاموش / THE SILENT ROAR 

زمان نمایش: ۴۳ دقیقه

ویل اسمیت ظاهراً می‌خواهد این اندیشه‌ی نیچه را که «خانه‌ات را روی قله‌ی آتش‌فشان بنا کن» بیازماید (البته نه این جمله را می‌گوید و نه اسمی از نیچه به میان می‌آورد) بنابراین به جزیره‌ای دورافتاده در اقیانوس آرام می‌رود و در دهانه‌ی آتشفشان فعال «یاسور» فرو می‌رود تا همان موقع که مواد مذاب در فاصله‌ی چندین متری زیر پای او شعله می‌کشند و تکه‌های گدازه را به آسمان پرتاب می‌کنند، صداهای فراتر از محدوده‌ی شنوایی انسان را بررسی کند. بازیگر که دستی هم در خوانندگی و موسیقی دارد، نکات تازه‌ای را درباره‌ی شنوایی انسان و علت این پدیده در خلقت تجربه می‌کند که پیش از آن هرگز به فکرش نرسیده بود.

فرو افتادن در تاریکی / DESCENT INTO DARKNESS

ویل اسمیت که اعتراف کرده است از آب می‌ترسد، در این بخش به عمق ۱۰۰۰ متری اقیانوس می‌رود. به گفته‌ی دکتر دیوا ایمون زیست‌شناس دریایی که با او در زیردریایی کوچکی با دیواره‌ای از جنس پلاستیک شفاف به قطر دیواره‌ی ۱۵ سانتیمتر همراه شده، افرادی به مراتب کمتر از فضانوردانی که توانسته‌اند به فضا سفر کنند، موفق شده‌اند به این اعماق بروند. دو کاشف همچنان که پایین می‌روند و از «منطقه‌ی گرگ و میش» می‌گذرند و به «منطقه‌ی نیمه‌شب» می‌رسند، در مورد این‌که آبزیان چگونه از رنگ و نور برای ارتباط یا اختفا استفاده می‌کنند، بحث می‌کنند و اسمیت همراه با تماشاگر به شیوه‌ی ارتباطی «زیست‌تابی» (bioluminescence) پی می‌برد که  یکی از رایج‌ترین شیوه‌های ارتباطی در کره زمین است. «روشن‌ترین چیزها را در آن‌سوی تاریکی می‌توان یافت».

ذهن گلّه / MIND OF THE SWARM 

زمان نمایش: ۳۹ دقیقه

ویل اسمیت که همه‌ی عمر شیفته‌ی تصاویری بوده که از مهاجرت حیوانات گوناگون در حیات وحش سرنگتی آفریقا دیده، در این بخش از مجموعه‌ «به زمین خوش آمدید» به آن زیست‌گاه منحصر به‌فرد می‌رود و  راهبرد شگفت‌انگیزی را کشف می‌کند که طبیعت برای بقای گونه‌های جانوری و گیاهی در پیش گرفته است. در واقع  نوعی تفکر و هوش جمعی در ارگانیزم‌هایی وجود دارد که هرکدام به تنهایی هوش چندانی ندارند، اما رفتار غریزی آن‌ها در قالب یک گروه شکل هوشمندانه‌ای به خود می‌گیرد. بسیاری از نکات علمی، فلسفی و اخلاقی جذاب، مانند سه قانون ساده که سبب واکنش زنجیره‌ای هوشمندانه از این نوع می‌شود یا مسئله اولویت بقای گونه به بقای فرد لابه‌لای تصاویر و گفتارهای این اپیزود مجموعه مطرح می‌شود.

قدرت بویایی / POWER OF SCENT 

زمان نمایش: ۳۶ دقیقه

ویل اسمیت و همراهانش به دیدار کوسه‌های ببری اقیانوس آرام می‌روند و قدرت شگفت‌انگیز بویایی گونه‌های مختلف و عملکرد حیاتی آن در جهان وحش را بررسی می‌کنند. حس بویایی علاوه بر آن‌که در دنیای گیاهان و جانوران بسیار مهم است و حتی اکوسیستم‌های سراسر جهان را به هم پیوند می‌دهد، ارزش و اهمیتی که در حافظه و خاطرات انسان ایفا می‌کند و البته در این اپیزود می‌توانیم اهمیتی هستی‌شناختی نیز برای آن بیابیم.

سرعت زندگی / SPEED OF LIFE       

زمان نمایش: ۳۵ دقیقه

بیشتر این بخش از مجموعه به تجربه‌های ویل اسمیت در صحرای نامیب در کشور نامیبیا اختصاص دارد، گرچه گاهی هم گریزی به مکان‌هایی مانند کانال مانش یا نروژ یا بولیوی زده می‌شود تا ما هم مانند ویل اسمیت بازیگر/ کاشف/ ماجراجو کشف کنیم که  فقط بخش کوچکی از واقعیت اطراف برای ما قابل درک است، چون بسیاری از پدیده‌ها در این سیاره با سرعتی خیلی بیشتر یا کمتر از حد ادراک عادی ما رخ می‌دهند و همه چیز موجودات زنده، کره زمین، کهکشان و  تمام کائنات مدام در حرکت است. «جهان ما مثل رشته‌ای از چرخ‌دنده‌های دقیق است که هرکدام با سرعتی متفاوت می‌چرخند. بعضی آن‌قدر کند می‌چرخند که اصلاً نمی‌توانیم ببینیم و برخی بیش از حد سریع هستند.»

فراسوی ترس / BEYOND FEAR 

زمان نمایش: ۳۵ دقیقه

در آخرین اپیزود فصل اول «به زمین خوش آمدید» ویل اسمیت همراه با یک کاشف قطب به نام دواین فیلدز به وسط یکی از یخچال‌های یخچال طبیعی ایسلندی می‌رود تا  بر ترس و اضطراب خود غلبه کند. او به تدریج یاد می‌گیرد که چگونه از نشانه‌هایی که طبیعت در اختیارش می‌گذارد، استفاده کند و مسیر خود را پیدا کند. «اول همه‌چیز خطرناک به نظر می‌رسید  اما حالا می‌فهمم که هر چیز منطقی دارد. هیچ‌وقت تصور نمی‌کردم توانایی این کار را داشته باشم؛ اما بالاخره موفق شدم.»

تصویر فوق‌العاده زیبا و خوش‌رنگ برندان مک‌گینتی و چندین تصویربردار دیگر که هر کدام در یکی از اپیزودهای فصل اول با او همکاری کرده‌اند در قاب HD ۱۶:۹ یکی از عوامل بسیار مهم جذابیت این سریال است که حتی یک لحظه هم افت نمی‌کند و البته عامل مهم دیگر این جذابیت بصری، تدوین فوق‌العاده روان فلیکس بلَک و همکاران تدوین‌گر اوست. موسیقی دنیل پمبرتون نیز اغلب به شکلی نامحسوس هیجان لحظه‌های اکتشاف یا ماجراجویی را تشدید می‌کند و علاوه بر این‌که عامل دیگری برای افزایش جذابیت صوتی و تصویری «به زمین خوش آمدید» است، به تماشاگر یادآوری می‌کند که بیش از پیش چشم و گوش خود را به روی آنچه تاکنون عادی و بدیهی می‌پنداشته، باز کند و شاید او نیز کاشف فروتن دیگری برای رازهای کره‌ی زمین و جهان هستی باشد.

تماشای «به زمین خوش آمدید» در نماوا

منبع: نماوا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.