«ولنتاین گمشده من»؛ کمدی رمانتیکی متفاوت و سرگرم‌کننده

مجله، حسین آریانی

سینمای تایوان یکی از سه رکن اصلی سینمای چینی زبان (در کنار سینمای چین و هنگ کنگ)؛ و صاحب فیلمسازان نامداری چون آنگ لی و هو شیائو شین است.

یو-هسون چن کارگردان «ولنتاین گمشده من» مانند آنگ لی کارگردان مشهور و برنده جایزه اسکار سینمای تایوان از جمله فیلمسازان موج نویِ دومِ سینمای تایوان در دهه۹۰ است. چن هر چند در مقایسه با بزرگان سینمای تایوان کارگردان نسبتا مهجوری در عرصه بین‌المللی است، ولی در داخل تایوان و در منطقه شرق آسیا کارگردان مطرح و شناخته شده‌ای به شمار می‌آید.

او فعالیت‌های هنری‌اش را با نویسندگی مجموعه‌های تلویزیونی آغاز و به تدریج راه خود را به سمت فیلمسازی باز کرد. «ماهی استوایی»(۱۹۹۵) اولین فیلم سینمایی چن (یکی از آثار شاخص دهه نودِ سینمای تایوان) با نقدهای مثبت و ستایش‌آمیزی در تایوان روبه‌رو شد؛ و نگاه‌ها را معطوف به استعداد جدیدی در سینمای تایوان کرد.

«ولنتاین گمشده من»(۲۰۲۰) آخرین فیلم یو-هسون چن مانند فیلم اول او، با استقبال گرمی در تایوان روبه‌رو شد و در جشنواره اسب طلایی که به صورت سالیانه در تایوان برگزار می‌شود، برنده پنج جایزه اصلی شد.

یانگ هیسیائو چی (پتی لی) شخصیت اصلی «ولنتاین گمشده من» دختری کنجکاو و خجالتی و یادآور شخصیت آملی در فیلم «سرنوشت شگفت انگیز آملی پولن»(ژان پیر ژونه،۲۰۰۱) است. هر دو فیلم در حقیقت روایتگر تلاش و تکاپوی شخصیت‌های اصلی خود برای گریز از تنهایی، سکون و دلمردگی هستند. شخصیت‌هایی که گره مشکلاتشان به دستان خود و البته با همراهی تقدیری مساعد گشوده می‌شود.

هیسیائو چی دختری درونگرا و نسبتا گوشه‌گیر است. به عبارت دقیق‌تر او مانند آملی کمتر با روش‌های معمول و مرسوم قادر به ارتباط با آدم‌های پیرامونش است. هیسیائو چی، با وجود درونگرا بودن، هنوز نیروی خیال‌پردازی، گرما و اشتیاقش به زندگی را از دست نداده است.

در حقیقت خیال‌پردازی‌های هیسیائو چی از درون‌گرایی او سرچشمه می‌گیرد؛ و یکی از ویژگی‌های اصلی و محوری شخصیت او به شمار می‌آید. بعضی از صحنه‌های خیالپردازانه فیلم مثل صحبت کردن هیسیائو چی با مارمولک یا مجری رادیو، قابل توجه و پذیرفتنی هستند، اما برخی دیگر از این خیال‌پردازی‌ها مثل مسئله ناپدید شدن پدرهیسیائو چی و دلایل مفقود شدنش حتی با منطقِ تخیل و فانتزی موجود در فیلم، شاید به سختی پذیرفته شوند.

هیسیائو چی در حسرت و اشتیاق دستیابی به عشق و وصال معشوق است. او انتظار کسی را می‌کشد که به زندگی یکنواخت و تکراری‌اش معنای تازه‌ای ببخشد. هیسیائو چی برای عزیمت به سمت عشق مسیری پُرافت و خیز و سرشار از تنهایی، رنج و تردید را پشت سر می‌گذارد.

«ولنتاین گمشده من» به مولفه‌ها و قراردادهای گونه کمدی رمانتیک در سینما وفادار است و از بسیاری از عناصر کمدی‌های رمانتیک سینمایی (عاشق خوش چهره ولی بد طینت، کشمکش عشاق به عنوان قهرمان و ضد قهرمان بر سر معشوق، نقش محوری سرنوشت در به ثمر رسیدن عشق و …) بهره می‌برد. در این میان پرداخت متفاوت عنصر زمان (نوعی بازی زمانی همراه با ساختارشکنی در روایت که با ناپدید شدن ناگهانی روز ولنتاین آغاز می‌شود)؛ و تلفیق آن با ایده‌هایی خیال‌پردازانه و فانتزی، به «ولنتاین گمشده من» جلوه تازه و متفاوتی از آثار کمدی رمانتیک معمول می‌دهد.

سوار بر ایده‌ای خیال‌پردازانه

ایده اصلی و خیالپردازانه «ولنتاین گمشده من» یعنی ناپدید شدن روز ولنتاین، در نقطه مقابل ایده کمدی‌های رمانتیکی چون «روز گراندهاگ» (هارولد رامیس،۱۹۹۳)  و «۵۰ قرار اول» (پیتر سگال، ۲۰۰۴) قرار می‌گیرد که در آن‌ها یک روز یا یک موقعیتِ روزانه مرتبا در حال تکرار هستند.

خط روایی «ولنتاین گمشده من» از دو بخش متفاوت تشکیل شده است. در نیمه اول زندگی هیسیائو چی و ماجرای عاشقانه‌اش را دنبال می‌کنیم. در نیمه دوم، اما شاهد جابجایی مرکز ثقل درام به شخصیتی به ظاهر بی‌اهمیت و در پس‌زمینه درام یعنی «تای» (کوان تینگ لیو) هستیم که از مراجعین هیسیائو چی در اداره پست است. بخش دوم همچنین با گره‌گشایی و تشریح و تکمیل بازی زمانی فیلم همراه است.

احساس و کشش عاشقانه دور و دراز، افراطی و نامعمولِ پسر در فیلم هر چند برای تماشاگر جلوه ناملموس و خیالپردازانه ای دارد؛ اما تا حدودی کنجکاوی برانگیز و جالب است. البته در این میان نباید این نکته مهم را فراموش کنیم که پسر و دختر در رابطه عاشقانه‌شان در جایگاهی برابر نسبت به هم قرار ندارند؛ و موضع انفعالی دختر در این رابطه به عنوان یک انتخاب شونده برای مخاطب چندان خوشایند نیست. او برای مخاطب یادآور بخشی از دختران سنتی و منفعل در گذشته‌های دور است؛ که بدون اینکه حق انتخابی برای خود قائل باشند تنها می‌خواهند مورد پسند و علاقه پسری قرار بگیرند. گویی چنین دخترانی از هرگونه اراده و اختیاری در انتخاب معشوق بی‌بهره‌اند.

«ولنتاین گمشده من» در آغاز یک کمدی رمانتیک با فضایی واقع‌گرا به نظر می‌رسد؛ و در ادامه بیش از آنچه انتظارش را داریم به فانتزی و خیالپردازی آمیخته می‌شود. پرداخت متفاوت زمان هم در فیلم، غیرقابل پیش‌بینی و غافلگیرکننده است. همه این عوامل موجب شده‌اند که با یک کمدی رمانتیک متفاوت و در عین حال سرگرم کننده و پُر مخاطب از سینمای بدنه تایوان روبه‌رو باشیم که به خوبی روش ارتباط برقرار کردن با مخاطب را بلد است.

تماشای «ولنتاین گمشده من» در نماوا

منبع: نماوا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.