سریال «مدیچی» در یک نگاه / روایتی از وضعیت واقعی زنان در اوایل دوران رنسانس

مجله، ترجمه: علی افتخاری

واژه «مدیچی» به عصر رنسانس در ایتالیا اشاره دارد. خانواده مدیچی فرمانروایان بالفعل فلورانس در قرن پانزدهم بودند. آن‌ها صاحب بزرگ‌ترین بانک در اروپا بودند و به اومانیسم اعتقاد داشتند. تحت حکومت آن‌ها، هنر و فرهنگ در فلورانس شکوفا شد.

بر مبنای این مرجع تاریخی، سریال «مدیچی» (Medici) که در فاصله ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۹ در سه فصل و درمجموع ۲۴ اپیزود، ابتدا از شبکه رای ایتالیا و بعد از نتفلیکس پخش شد، مراحل مختلف زندگی اعضای خانواده و همین‌طور گسترش و سقوط بانک آن‌ها را روایت می‌کند و در عین حال تصویر سیاسی، فرهنگی و معنوی آن دوران را نیز به نمایش می‌گذارد. «مدیچی» که ایده آن از فرانک اسپاتنیتس و نیکلاس مایر بود، پویایی مشکلات متداول در دوران رنسانس قرن پانزدهم را مطالعه می‌کند.

شخصیت‌هایی که زنان در این سریال به تصویر می‌کشند، وضعیت واقعی زنان در آن دوره را آشکار می‌کند. «مدیچی» زمانی شروع می‌شود که کوزیمو د مدیچی (ریچارد مدن) پس از مرگ پدرش جووانی دی بیچی د مدیچی (داستین هافمن) رئیس خانواده می‌شود و تلاش می‌کند موقعیت بانک خانواده را تثبیت کند. او حامی هنر است و به ایجاد اشتغال در شهر فلورانس کمک می‌کند.

داستان فصل دوم سریال ۳۵ سال بعد اتفاق می‌افتد، جایی که لورنتزو د مدیچی (دنیل شارمن)، نوه کوزیمو کنترل خانواده را در دست گرفته است. در زمان او است که بانک به اوج شکوفایی می‌رسد؛ و فصل سوم داستان لورنتزو را کامل می‌کند.

ازدواج به‌عنوان یک معامله، زن در مقام کالا

در هر سه فصل «مدیچی»، ازدواج به‌عنوان بخشی از یک معامله اقتصادی به تصویر کشیده می‌‌شود. درواقع، ازدواج وسیله‌ای برای تقویت پیوندهای خانوادگی و تحکیم اتحادهای جدید و سودآور است. در فصل اول، کونتسینا د باردی (آنابل اسکولی)، همسر کوزیمو تمایلی به ازدواج با او نداشت.

آلساندرا ماستروناردی

هرچند وقتی مدیچی پیشنهاد خریدن کونتسینا و بهبود وضعیت مالی خانواده او را داد، پدر کونتسینا فوراً موافقت کرد. به همین ترتیب، در فصل دوم – کلاریس اورسینی (سینووه کارلسن)، همسر لورنتزو از یک خانواده اشرافی است. او خواهرزاده یک کاردینال است و دلش با پیوستن به کلیسا است.

درنهایت، کونتسینا تحت تأثیر حرف‌های پدر کارلو (کالوم بلیک)، عموی ناتنی لورنتزو حاضر به وصلت با خانواده مدیچی می‌شود. لورنتزو و کلاریس وکالتی ازدواج می‌کنند. این روشی بود که با آن بانکداران، خون اشرافی به خاندان خود اضافه می‌کردند و جایگاه خود را در جامعه ارتقا می‌دادند.

در سرتاسر سریال به این نکته اشاره می‌شود که چگونه نقش یک زن در حد یک کالا تقلیل می‌یابد و بعد برای تقویت اهمیت و آوازه خانواده مربوطه در جامعه مورد استفاده قرار می‌گیرد. ارتباطاتی که آن‌ها از طریق ازدواج برقرار می‌کنند برای اعمال نفوذ و جمع‌آوری حمایت نظامی استفاده می‌شود.

تاکتیک‌ها، درایت، هوش: بازی بقای زنان

«به پسرم وقت بده» – این‌ها کلماتی است که مادر کوزیمو و مادر لورنتزو به عروس‌های خود می‌گویند. ازآنجایی‌که ازدواج ابزاری برای به دست آوردن اشرافیت و حمایت بود و نه عروس و نه داماد در آن حرفی برای گفتن نداشتند، مردان سریال راه فرار را در روابط خارج از زناشویی می‌یابند.

کوزیمو برده‌ای به نام مادالنا (سارا فلبربام) را به خانه می‌آورد که بعداً از او پسری به دنیا می‌آورد. از سوی دیگر، لورنتزو پس از ازدواج، همچنان با لوکرتزیا دوناتی (آلساندرا ماستروناردی) که یک زن اشراف‌زاده است، رابطه دارد. زنان از روابط شوهران خود با زنان دیگر اطلاع دارند، اما به آن‌ها گفته می‌شود صبر کنند تا مهرشان در دل شوهرانشان بیفتد یا به‌سادگی با زندگی جدید خود سازگار شوند. به آن‌ها گفته می‌شود این روابط نامشروع از روی «شور جوانی» است که با بلوغ مردان از بین می‌رود.

آنابل اسکولی و ریچارد مدن

«مدیچی» وضعیت اسفبار زنانی را نقل می‌کند که در بردگی به سر می‌بردند. وقتی کوزیمو عاشق برده‌ای به نام بیانکا (میریام لئونه) می‌شود، بیانکا یکی از حقایق تلخ دنیا را به او یادآوری می‌کند: «زیبایی تا وقتی غذا در شکمت نیست، اهمیت ندارد.» در پایان آن اپیزود مشخص می‌شود که بیانکا مورد ضرب و شتم قرار گرفت و به او پول داده شد تا کوزیمو را تنها بگذارد. به همین ترتیب، وقتی کوزیمو با مادالنا دیگر معشوقه خود ملاقات می‌کند، مادالنا به او می‌گوید: «کتاب و هنر برای آدم‌های گرسنه چه فایده‌ای دارد؟»

«مدیچی» همچنین نشان می‌دهد دیگران در جامعه چقدر با مادالنا بد رفتار می‌کنند. اگرچه کونتسینا همسر کوزیمو، فرزند مادالنا را می‌پذیرد، اما هرگز از او استقبال نمی‌کند و با او با مهربانی رفتار نمی‌کند.

اما زنان علیرغم این که تحت انقیاد بودند، از ذهن باز و درایت و هوش خود استفاده می‌کردند و در خانه و جامعه جایگاهی به دست می‌آوردند. در فصل اول «مدیچی» نشان داده می‌شود که کونتسینا هم امور خانه و هم بانک را اداره می‌کند.

او شوهرش را از اعدام نجات می‌دهد، از خانه‌اش در برابر حمله محافظت می‌کند و وقتی تمام خانواده‌اش در تبعید هستند، به‌تنهایی بانک را مدیریت می‌کند. علاوه بر این، با وجود این که کونتسینا به خاطر زن جدیدی که شوهرش به خانه آورده نگران است، فرزند زن را مثل بچه خودشان بزرگ می‌کند.

داستین هافمن

در فصل دوم «مدیچی»، این لوکرتزیا تورنابوونی (سارا پریش)، مادر لورنتزو است که مسئولیت خانواده را بر عهده می‌گیرد. در فصل اول، او با راهنمایی مادر شوهرش، کونتسینا یاد می‌گیرد که چگونه از خانه و بانک مراقبت کند؛ وقتی پسر خودش لورنتزو رئیس بانک می‌شود، لوکرتزیا با ایجاد ارتباط، فراهم کردن اطلاعات ارزشمند و استفاده از موقعیت اشرافی خود برای ایجاد روابط دیپلماتیک به او کمک می‌کند.

همبستگی زنانه و خواهری

شاید محوری‌ترین جنبه «مدیچی» پیوند بین زنان باشد. اگرچه بسیاری از شخصیت‌های زن سریال معادله خوبی با هم ندارند، اما همیشه در بین آن‌ها احساس همبستگی وجود دارد. در کل سریال، زنان به یکدیگر اهمیت می‌دهند و قدر هم را می‌دانند.

پیوند بین مادر شوهر و عروس، قوی‌ترین و مهم‌ترین رابطه در سریال است. سریال نشان می‌دهد که این دو چگونه شرایط ازدواج خود و مشکلات زنان در این سیستم را درک می‌کنند. علاوه بر این، ارتباط بین لوکرتزیا دوناتی (معشوقه لورنتزو) و کلاریس اورسینی (همسر لورنتزو) معنای ضمنی بسیار پیچیده‌ای دارد.

در اولین دیدار، لوکرتزیا به لورنتزو نشان می‌دهد که نگران کلاریس است و می‌گوید: «کاملاً احساس می‌کنم که باید از او محافظت کنم.» بعداً در سریال، حتی پس از این که آن‌ها در مورد این رابطه با هم درگیر می‌شوند، این لوکرتزیا است که به کلاریسِ در حال مرگ کمک می‌کند به خانه برسد.

«مدیچی» گرفتاری‌های زنان در اوایل دوران رنسانس را آشکار می‌کند. سریال، موقعیت و جایگاه آن‌ها در جامعه و نحوه مبارزه با هنجارهای اجتماعی برای داشتن حس کنترل را به نمایش می‌گذارد. تماشاگر می‌تواند انقیاد و رفتار با زنان را به‌عنوان «دیگری» در طول سریال دنبال کند.

سارا فلبربام

از این گذشته، به تصویر کشیدن زندگی برده‌وار زنان در آن دوران، تماشاگر را از رفتار هولناکی که با آن‌ها می‌شد متحیر می‌کند. «مدیچی» تأکید می‌کند که زنان برای یافتن جایگاه شایسته‌ خود در جامعه‌ای عمدتاً مردسالار، به تلاش مداوم نیاز دارند، هرچند اغلب ممکن است در کوتاه‌مدت شکست بخورند. بااین‌حال، درنهایت، به دلیل انعطاف‌پذیری، همبستگی و پایداری موفق می‌شوند اوضاع را به نفع خود برگردانند و از بسیاری جهات به عوامل تعیین‌کننده در جنبه‌های مختلف تبدیل ‌شوند.

منبع: فمینیسم این ایندیا (وانشیکا ساوهنی)

تماشای این سریال در نماوا

منبع: نماوا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.