پیشنهادهای انیمیشن برای کودکان / «پاندای کونگ‌ فو کار» و «باب اسفنجی»؛ داستان‌های ۲ شخصیت محبوب و دوست‌داشتنی

مجله، علی اصغر کشانی

آغاز یک شاهکار ورزشی و اکشن؛ «پاندای کونگ فو کار»

«پاندای کونگ فو کار» این محصول استودیو دریم ورکس که شیفتگان سینمای انیمیشن محصولات آن را با کارتون موفق و پرمخاطب «شرک» به خاطر می‌آورند، در جذاب‌ترین محصول خود، دنیای ورزش، بخصوص «ورزش کونگ فو» را دستمایه و محور داستانی خود قرار داده است. اثری که تیم سازنده‌اش برای طراحی دقیق حرکات کونگ فو، خودشان هم کلاس‌های این ورزش پرطرفدار در شرق آسیا را تجربه کردند.

این پویانمایی پرفروش جان استیونسن (صد و سی میلیون دلار هزینه و ششصد میلیون دلار فروش) در ژانر ورزشی، انیمیشنی است که بیش از هر چیز در پی نشان دادن ویژگی‌های این ورزش شرقی با در نظر گرفتن سلوک، مرام، رفتار، کردار و جنبه‌های متنوع پیرامون کونگ فو به عنوان یکی از پرجاذبه‌ترین رشته‌های ورزشی زیرمجموعه گونه ورزش‌های رزمی است. اثری که با محور قراردادن یک خرس پاندای تنبل، بدقواره و چهارشانه و البته کاراکترهای بامزه پیرامون او در گروه پنج آتشین (ببری، افعی، میمون، لک‌لک و مانتیس)، انگار می‌خواهد قصه‌اش بیش از آن‌که متکی به جاذبه‌های رفتاری، شوخ‌طبعی‌ها و بدبیاری‌ها و در نهایت موفقیت‌های کاراکتر درب و داغونِ پاندا باشد، گویی در پی نشان دادن ماجراهای پیچ در پیچ درون خطوط داستانی و تضاد درونی-برونی کاراکترها برای هر چه نفس‌گیرتر شدن و عمق گرفتن داستان و روایت است. اولین قسمت این مجموعه پرمخاطب با معرفی« پو» (خرس پاندای عشق کونگ فو) در چین باستان رخ می‌دهد؛ کسی که دوست دارد هر چه زودتر استاد کونگ فو شود و تمام زیر و بم این رشته ورزشی پر زد و خورد را یاد بگیرد. این گستره شناخت ما از کاراکتر او دیری نمی‌پاید، چرا که با فرارسیدن نقطه عطف اول روایت، یعنی خبر فرار «تای لانگ» (مبارزی خطرناک) از زندان و پس از آن آمادگی پو برای جلوگیری از خطر او (بدون این‌که چیزی از کونگ فو بداند) است. همه این اتفاقات به سرعت برق و باد می‌افتد تا او لقب «جنگجوی اژدها» را بگیرد و با اعتمادی که استاد شیفو (استاد بزرگ و سختگیر قلعه یشم) به او (البته پس از کلی بالا و پایین) می‌کند، در نهایت با پیروزی پو و با یک پایان خوش و بامزه همه چیز به خیر و خوشی به پایان می‌رسد.

استادی برای آموختن، نه سر به هوایی؛ «پاندای کونگ فو کار ۲»

دنباله «پاندای کونگ فو کار ۱»  را جنیفر یو نلسون برای کمپانی پارامونت کارگردانی می کند. شخصیت‌های طراحی شده در زمانی که جان استیونسن پشت دوربین قرار داشت، در قسمت دوم وجوه و مختصات گسترش یافته‌تری می‌یابند. طوری که همه ابعاد، مقدمات کاراکتر و ماجراها دست به دست هم داده و کار را برای ارتباط مخاطب برای قسمت دوم بسیار راحت کرده است. آشنایی تماشاچی با خلق و خو و روحیات استاد شیفو به عنوان کاراکتری کم‌خشونت، خوب سرشت، متفکر، دوراندیش، معنویت‌طلب و کم‌حرف با جثه فینگیلی و کوچکش که در نگاه اول بیشتر احساس ترحم ناشی از نحیف بودن او به ذهن متبادر می‌شود، در مقابل پوی سربه هوا و خنگ، گیج و دست و پاچلفتی، شوخ و شنگ و سبک عقل اما مصمم و جسور که به لحاظ جثه تنومند و نخراشیده و دیلاق است، بیش از هر چیز او را در تضاد با هیأت و هیبت استادش نشان می‌دهد. اینجا و در قسمت دوم، پو و همراهانش، پس از غلبه ‌و در اولین مبارزه موفقشان باید سراغ پسر حاکم شهر گاگمن بروند، جایی که پسر حاکم با ساختن سلاحی خطرناک قصد حکومت بر تمام چین را دارد. شخصیت‌های جدید این ماجرای بانمک، پردیالوگ و سرشار از حرکت همگی پر جاذبه و در خدمت وجوه دراماتیک ماجرا عمل می‌کنند و بر مختصات فراداستانی آن (شن همانند فرعون برای یافتن جنگجوی سیاه و سفید دست به قتل عام روستا می‌زند) صحه می‌گذارند.

بازگشت، انتقام و مبارزه، در این قسمت از «پاندای کونگ فو کار» هم به عنوان محور این اکشن- کمدی پر زدوخورد و پر از ماجراهای بامزه کارکردهای مضمونی خود را دارد، دستمایه‌های ژانری که بیشترین دستآوردش سرعت، جنگندگی و اطاعت است. 

در مسیر اسطوره شدن یا کشف هویت هچل هفت خود؛ «پاندای کونگ فو کار ۳»

استقبال بی‌نظیر از دو قسمت قبل، اشتیاق دریم ورکس برای تولید قسمت سوم «پاندای کونگ فو کار» را افزایش می‌دهد. این مرتبه هم خانم جنیفر یو نلسون کارگردانی این قسمت را به عهده می‌گیرد. برخلاف آماتور بودن «پو» در قسمت اول و توانمندی او در شناخت فنون ورزشی در قسمت دوم، او را به عنوان یک جنگجو و مبارز بی‌بدیل معرفی می‌کند که همه جوره از پس فنون و آموزش‌های طاقت‌فرسا برآمده و خود می‌تواند راهنمای دیگران در این مسیر دشوار و‌ پرمُخاطره باشد.

علاقه‌مندان به مجموعه «پاندای کونگ فو کار» شاید با رسیدن به قسمت سوم به دو گروه تقسیم شوند: آنها که نگران کاهش ضریب اثرگذاری شخصیت پو و حجم شوخی‌ها و روند رو به صعود حرکت او تا کامل شدن و اتمام ظرفیت کاراکتر پو برای پذیرش و تزریق موفقیت‌ها و متعاقب آن تغییر در خصوصیات شخصیتی به او در قسمت نهایی‌اند و آنها که موافق دگرگونی و تغییر او در قسمت‌های رو به جلو حتی در مجموعه‌ها و سریال‌های سینمایی و تلویزیونی‌اند. دریم ورکس راه میانه را انتخاب می‌کند «لی» (پدری به دنبال فرزند گمشده‌اش: پو) کاراکتر جدیدی است که در مسیر تبدیل شدن پو به کونگ فو‌ کاری کامل و افسانه‌ای وارد قصه می‌شود و آن‌چنان که در پایان قسمت دوم دیدیم، «شن تاووس» نتوانسته تمام پانداها را نابود کند و آنها در مکانی مخفی به سر می‌برند. از اینجا است که سیر ماجرا با آشنایی پو با پانداها در مسیر تغییر قرار می‌گیرد و با  طی شدن این مسیر و البته با آمدن «کای» دوباره خط سیر به سوی مبارزات مبتنی بر ورزش و شوخی‌های همراه با اکشن ورزشی متناسب با ژانر تا نابودی ناپاکی ادامه می‌یابد.

اوج کار هیلنبورگ؛ «باب اسفنجی»

شاید هیچ‌کس فکر نمی‌کرد ایده استیونسن هیلنبورگ (زیست‌شناس، اقیانوس شناس و انیماتور) تا این حد خواهان داشته باشد. ایده‌ای که هیلنبورگ با پر و بال دادن به آن، یکی از مهم‌ترین انیمیشن‌های تاریخ پویانمایی را به وجود آورد. سر و شکل باب اسفنجی هر چند به نظر ساده و از آن فجیع‌تر، پیش پا افتاده، به نظر می‌رسد، اما طرح موضوعاتِ بابِ پسند کودکان و روحیه و منش و رفتار بی شیله پیله مطابق میلِ کودکان، باب اسفنجی و دوستانش را برپایه انگاره و در چارچوب خصلت‌های کودکانه به وجود آورده و خلق کرده است. تضاد رفتاری پیرامون شخصیت‌ها، از باب اسفنجی شاد و پر انرژی و اختاپوس بی‌انگیزه و بی‌انرژی تا پاتریک خنگ و ساده‌دل و آقای خرچنگِ حریص و منفعت‌طلب شاید هر کدام حاوی یکی از خصلت‌های رفتاری پیشِ روی کودکان و به همین جهت دربردارنده جذابیت و توجه کودکانه‌اند.

علاوه بر این طرح و فیلمنامه‌های متناسب با همین قواعد برای یک اسفنج، خرچنگ، اختاپوس و ستاره دریایی با سوژه‌های بکر و لوکیشن جالبِ (زیر آب) با رخدادهای پرجاذبه و دیالوگ‌های ناب، باب اسفنجی را به یکی از دوست‌داشتنی‌ترین و محبوب‌ترین‌های عصر حاضر تبدیل کرده است.      

فصل یازدهم سریال تلویزیونی و انیمیشن «باب اسفنجی» که پیش از درگذشت هیلنبورگ ساخته شده (با موضوع بازگشت اسپات و معاینه آغاز و با قسمتِ بر روی ماه به پایان می‌رسد)، نیز دربردارنده اوج فعالیت و در عین حال اشاره به سپری شدن دوران طلایی و نقطه اوج کار هیلنبورگ هم هست. جذابیت‌های بصری، پختگی کاراکترها و روابط و سوژه‌های به شدت خنده‌آور در این فصل هم نشان از انسجام تیمی و حاصل کار حرفه‌ای یک‌پارچه و برنامه‌ریزی شده برای انبوه مخاطب در جای جای دنیا دارد.

فیلم‌ها و سریال‌های کودکان را اینجا ببینید

منبع: نماوا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *