پلنگ مغرور – محسن سرمچ

 

پلنگ مغرور

شاعر : محسن سرمچ

چون ماه سر به زیری و مغرور چون پلنگ
رگهای من هوای تو را کرده یک سرنگ

حالا که قلب من, چمدان بسته عشق, چیست?
این طرز ایستادن و معنای این درنگ

گفتم شبی به دل دوقدم تا طلوع نیست
دیدم شکست و گفت به تنگ آمدم به تنگ

تا بر گلیم سادگی ام دست رد گذاشت
فرشی شدم در حسرت پایش هزار رنگ

خورشیدم و در اوج خداحافظی کنم
هرگز کسی ندید غروبی چنین قشنگ

منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *