برف – محسن سرمچ

 

برف

شاعر : محسن سرمچ

می نشیند بر سر دیوار باغ آهسته برف
نم نمک ریزد ز چشم آسمان پیوسته برف

از دل تاریک ابری در پی امواج نور
چون پرستویی سپید از راه آید خسته برف

نیمه شب چشم خمار و نیمه باز باغ را
روی دیو تیرگی ها با نوازش بسته برف

بر سر گیسوی سبز کاجهای دلفریب
در تن سوزان شهری نیمه جان بنشسته برف

از نجابت آب شد با خنده ی خورشید و رفت
با دو چشم اشکبار و با دلی بشکسته برف

منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *