دنیای آدم ها – ذکریا حسینی

 

دنیای آدم ها

شاعر : ذکریا حسینی

یا رب
طلب کارم
گله دارم
از این دنیای آدم ها
دلم خونست
پر از کین است
از این بی داد شیطان ها
کدامین راست
کدامین ناست
در این طغیان بوران ها
نه خانه ماند
نه لانه ماند
از این غارت و تالان ها
هزاران مثل من رفتند
هزاران نیست و درگیرند
شدیم برگی سوار بر موج طوفان ها
نه حالی مانده در جانم
نه داری مانده در دستم
بسان گل پژمردیم
در این آوار و ویران ها
کدامش حیله و مکر است
کدامین راست و بی نقص است
شدیم سرگشته و حیران
در این صحرایه ظلمان ها
سیه روی ایم بر این وادی
پر از کوی ایم در این بادی
پر از امراض تشویش و
پر از وسواس نفسان ها
اینش بر باد آنش بر باد
اینش در یاد خودش پر باد
خونست اشک باز
پر است دل باز
بر این نیرنگ دورآن ها
هوارم فریاد را دریاب
پر از گنج است ای زریاب
دل پر داد من فریاد
بر این بی داد ظالم ها

منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *