● غذای فکری کودکان
همانطور که کودکان از نظر جسمی نیازمند مواد غذایی هستند، از لحاظ روحی نیز به غذای فکری احتیاج دارند و این نیازمندی به وسیله پرسش‌های کودکانه آنان ابراز می‌شود. بنابراین سوالات آنان را نمی‌توان بی‌اهمیت تلقی کرد، این پرسش‌ها از یک نیاز طبیعی سرچشمه گرفته و زمینه آشنایی آنان را با محیط زندگی و جهان فراهم می‌سازد. دانشمندان معتقدند که کنجکاوی کودکان بی‌هدف نیست، بلکه براساس امکانات طبیعی، حس کنجکاوی، زمینه شناسایی آنان را فراهم می‌سازد. روی این اصل، یکی از اساسی‌ترین پایه‌های ‌تربیت، بر محورپاسخ‌های صحیح کودکان قرار داده شده است. پدران و مادران با بررسی این سوالات به روحیات آنها پی برده و بهتر خواهند توانست فرزندان خویش را پرورش دهند.
● شخصیت کودک در گذشته
شخصیت فکری کودکان در گذشته کمتر مورد توجه بزرگ‌ترها قرار می‌گرفت، زیرا نوعاً عقیده بر این بود که آنان از نظر فکری ناتوان و نارسا هستند، لذا سوالات اطفال را بچگانه تلقی کرده سرسری می‌گرفتند. برخی از پدران بجای جواب مساعد می‌گفتند: بعدها که بزرگ شدی خواهی فهمید، عده دیگر که بر اثر اصرار کودکان مجبور بودند جوابی بدهند، پاسخ‌هایی می‌دادند که برای کودکان قابل درک و فهم نبود، زیرا با میزان فهم و درک کودکان انطباق نداشت و در مواردی هم به جای اینکه مشکل را حل نماید بر ابهام و اشکال آنان می‌افزودند.
● تعلیم و تربیت نوین
دانشمندان تربیت، امروزه کودک را یک انسان تلقی می‌کنند و برای دوران کودکی اهمیتی فراوان قائل هستند و معتقدند که شخصیت آینده کودکان ارتباط مستقیمی با نحوه تعلیم و تربیت دوره کودکی و کیفیت ارتباط پدران و مادران با آنها و محیط تربیتی‌شان دارد. به سوالات کودکان اهمیت فراوان می‌دهند و سرسری گرفتن و یا پاسخ‌های غیر صحیح دادن را، عامل رکود و جمود فکری کودکان قلمداد می‌کنند.