بسیاری از مادران از بی توجهی بچه های کوچکشان به حرفی که می زنند و یا کاری که از او می خواهند شکایت دارند. آن ها معتقدند، بسیاری از واژه ها تأثیرشان را از دست داده اند و صرفاً با امر و نهی کردن نمی توان به تربیت یک کودک پرداخت.
حقیقت این است که بسیاری از این واژه ها و عبارات در دنیای کودکانه آن تأثیر و ارزش معنایی را که ما برای آن قائل هستیم، ندارند و به عبارت بهتر، این ما هستیم که باید بعضی عبارات، واژه ها یا کلمات را از دیالوگ روزمره خود با کودکانمان حذف و چیز دیگری را جایگزین آن ها کنیم. برخی از این واژه های خنثی و بی تأثیر عبارتند از:
باشه.‎.‎. خب لازم نیست همه جزئیات را با کودکتان در میان بگذارید.وقتی به او می گویید: «می خواهیم حالا به دکتر برویم، باشه » چه انتظاری از او دارید مسلماً جوابی که خواهید شنید یک «نه» محکم است بنابراین شما اطلاعاتی را به او دهید که برای او و شما مفید است: «تا پنج دقیقه دیگر به دکتر می رویم. بیا آماده شویم.»
این کار اصلاً قشنگ نیست: «قشنگ» بار معنایی ضعیفی دارد و برای بچه ها پرمفهوم نیست. به این فکر کنید که دقیقاً منظورتان از گفتن واژه «قشنگ نیست» چیست و آن را بیان کنید. به او بگویید: «دست بلند کردن روی برادر کوچکت ممنوع!» و او می فهمد که نباید این کار را انجام دهد و اگر چنین شود با او برخورد می شود.
نمی توانی ببینی: «حقیقت این است که نه. کودکتان احتمالاً نمی تواند ببیند که شما با کامپیوتر کار می کنید، با همسرتان حرف می زنید یا مشغول آبکش کردن برنج هستید.
بچه ها خود شیفته اند و دوست دارند تمام توجه شما را جلب کنند. بنابراین کاری را که انجام می دهید برای کودکتان توجیه کنید: «من دارم با بابا حرف می زنم» و سپس با لحنی قاطعانه ادامه دهید: «پس منتظر باش حرفمان تمام شود» یا آن که «ببخشید! می توانم با شما حرف بزنم ».