با شروع فصل بازگشایی مدارس بسیاری از مادرانی که فرزندانشان برای اولین بار به مدرسه می‌روند با مسأله ترس کودک از مدرسه مواجه می‌شوند.
ترس از مدرسه به« اجتناب و بی‌میلی شدید برای رفتن به مدرسه »تعریف می‌شود، کودکان مبتلا به این مشکل از نگرانی درباره وقوع یک اتفاق ناگوار صحبت می‌کنند و از علائم جسمی مانند سردرد، دل‌درد، درد معده و تهوع شکایت دارند. اگرچه ترس از مدرسه ممکن است در کودکان دوره‌های مختلف تحصیلی وجود داشته باشد، ولی کودکان کلاس اول نوع ترس‌شان با کودکان دوره‌های دیگر متفاوت است. بعضی از آنان تقریباً دچار اختلال اضطراب جدایی از والدین به خصوص مادرشان هستند.
● اختلال اضطراب جدایی
اختلال اضطراب جدایی در هر سنی در کودکان ممکن است وجود داشته باشد، ولی آنها در سنین مدرسه بیشتر این حس را تجربه می‌کنند. همه کودکان کم و بیش نسبت به والدین خود وابستگی عاطفی دارند. این وابستگی در تعادل هیچ‌گونه مشکلی را برای والدین و برای کودکان به وجود نمی‌آورد، ولی بیشتر مادرها به خصوص مادرانی که بیش از حد کودک را به خود وابسته کرده‌اند و مراقب رفتار و حرکات او هستند از کودک خود شخصیتی منفعل ساخته‌اند؛ طوری که آنها حتی قادر نیستند زمانی کوتاه دوری از مادر را تحمل کنند.
معمولاً مادران کودکانی که دچار اضطراب جدایی هستند، دارای ویژگی‌هایی مثل افراطی بودن، مضطرب بودن، تردید، غیرمنطقی بودن، حساس و عاطفی بودن را دارند و این اضطراب خود را با بیان افکار منفی و استرس‌زا به بچه‌ها منتقل می‌کنند. آنها افرادی وسواسی، کم‌تحمل، نکته‌سنج و موشکاف هستند که احتمالاً خود یا یکی از اطرافیانشان در کودکی دچار همین مشکل بوده‌اند.
● دیدگاه روان تحلیلی:
در این دیدگاه فرض بر این است که کودک و مادر به شدت به هم وابسته‌اند. این وابستگی برای کودک این ترس را به وجود می‌آورد که ممکن است برای او یا مادر حادثه‌ای رخ دهد. مادران این کودکان در کودکی خود به مادر وابسته بودند به همین دلیل با کودک خود هم‌دردی می‌کنند و به شدت مراقب کودک خود هستند و در برابر پرخاشجویی‌های کودک، منطقی و معقول برخورد نمی‌کنند و تربیت کودک را دچار مشکل می‌سازند.
● دیدگاه‌های رفتاری
در این دیدگاه فرض بر این است که ترس از مدرسه کودک به دلیل ارتباطی است که بین رفتن به مدرسه و از دست دادن مادر وجود دارد. امکان هم دارد واکنش ترس از مدرسه با تقویت‌کننده‌های دیگر مثل اسباب‌بازی، بازی‌ با عروسک‌ دلخواه و غذاهای خوش‌مزه که در روز غیبت از مدرسه مهیا بود تقویت شود. مدرسه نماینده دنیای خارج و نوع واقعیت است و با واقعیتی که کودک در خانه تجربه کرده، تفاوت دارد. بعضی از کودکان مواجهه با واقعیت را نمی‌توانند تحمل کنند و از این رو به آن چیزی روی می‌‌آورند که برای آنها مأنوس‌تر است. مدرسه غالباً نخستین مکانی است که کودک ناچار است بدون حمایت مادرش در آن زندگی کند.بخشی از علت ترس از مدرسه کودک ممکن است مربوط به عدم تطابق و سازگاری کودک با محیط، معلم‌ها و هم‌کلاسی‌ها، ضعف مهارت‌های ارتباطی او و یا فقدان مهارت‌های مادر در برخورد با کودک باشد.
این کودکان اکثراً دارای هوش متوسط به بالا، خجالتی و متعلق به طبقات بالاتر از نظر اقتصادی اجتماعی هستند و وضعیت و جو عاطفی خانه نسبتاً مطلوب است.
علت دیگر امتناع از رفتن به مدرسه ناشی از یادگیری است، مادر یا … پدری که در ارتباط خود با کودکان مفاهیم و نکته‌های منفی از محرک‌ها و مکان‌هایی مثل مدرسه یا درس خواندن می‌دهند، وقتی تجربه‌های منفی توام با وحشت و اضطراب خود را از دوران تحصیل و مدرسه، تنبیه و توبیخ‌ها به بچه‌ها انتقال می‌دهند و از آن‌ها می‌خواهند که مواظب رفتارهایشان باشند، خواه ناخواه بذر امتناع و ترس از مدرسه را در افکار آنها می‌کارند.
● درمان
اکثر درمانگران علی‌رغم دیدگاه‌های متفاوت، بر این عقیده اتّفاق‌نظر دارند که بازگشت سریع کودک به مدرسه بسیار اهمیت دارد.
پرهیز از وابسته کردن کودک به خود و عدم ایجاد تلقین‌های روحی مضر در کودکان زیر شش سال که ناشی از اضطراب جدا شدن از پدر و مادر است و ایجاد یک روحیه مستقل برای ایجاد آمادگی در کودک در مواجهه با کودکستان و مدرسه و… از اقداماتی که باید توسط والدین اجرا شوند. همچنین والدین نباید تجارب و بازخوردهای منفی خود را به کودک انتقال دهند. در سنین ابتدایی از ترساندن بچه‌ها، ایجاد رعب و وحشت از معلم خودداری کنند. آنها باید خاطرات و تجارب مثبت، شاد و جالب خود را با معلمان دوره ابتدایی با کودکان در میان بگذارند. از معلمان با القاب خوب یاد کنند. پیش از آغاز مدرسه آنها را با مسئولین، معلمان و جو مدرسه آشنا کنند و به هیچ وجه به خاطر ضعف در فهم یا انجام ندادن تکالیف، آنها را تنبیه یا توبیخ نکنند. آنها را تا می‌توانند در محیط‌های آموزشی و در جمع قرار دهند.