کودکان به روابط بین والدین خود بسیار توجه کرده و در این زمینه از درک بالایی برخوردارند. کودکان به خوبی اوضاع را بررسی کرده و در مورد شیوه برقراری ارتباط و نحوه عملکرد نتیجه گیری می کنند. آنها همیشه با دقت به رفتار والدین خود می نگرند و سپس در مورد صمیمیت بین آنها استنتاج می کنند. آنها با مشاهده روابط دوستانه بین والدین، می آموزند که در آینده چگونه با همسر خود رفتار کنند. برای مثال اگر پدر و مادری به پارک رفته و با هم قدم می زنند، کودک نیز در آینده این الگو را پیش می گیرد. در خانواده احترام حرف اول را می زند. والدین باید مراقب صحبت های خود در حضور کودک باشند. آنها نباید حتی در مواقع عصبانیت راجع به همسر خود طوری صحبت کنند که به شخصیت او لطمه ای وارد شود، زیرا کودکان قادر نیستند بین صحبت های والدین هنگام عصبانیت و ناامیدی و احساس واقعی آنها در شرایط عادی تمایز قائل شوند. آنها همواره باید روابط خود را در اولویت قرار دهند. زوج هایی که نسبت به هم از حمایت احساسی و روحی برخوردارند در واقع به کودکان خود می آموزند که تمام مشکلات قابل حل است و صمیمیت به معنای تکیه بر یکدیگر و حمایت و پشتیبانی است. مشاجره و اختلاف نظر در زندگی امری عادی است اما زوج ها باید مهارت های گفت وگو را فرا بگیرند. چرا که وقتی والدین در مقابل کودکانشان به گفت وگو در مورد مشکلات می پردازند، به کودکان خود می آموزند که اختلاف نظر و مشکل، عادی بوده و حتی گاهی برای برقراری تعادل در زندگی لازم است و این بهترین راه برای آموزش و تمرین گوش دادن همراه با احترام، تصدیق و تأیید تفاوت ها، تفکر و گفت وگو درباره حل مشکلات و در نتیجه ساختن رابطه ای سالم و محکم در آینده اوست.
این همان تفاوت بین گفت وگوی صحیح و مشاجره است. تحقیقات نشان داده است، دعوای والدین و عصبانیت آنها تأثیرات منفی ای بر کودکان می گذارد. در واقع هنگامی که والدین شیوه رفتاری صحیحی داشته باشند بهترین هدیه را به کودک خود ارزانی داشته اند.
کودکان باید در خانه شاهد محبت و دوستی والدین خود باشند. زوج ها باید محبت خود را در حضور بچه ها با بیان جملات دوستانه و محبت آمیز و تعریف از یکدیگر نسبت به هم نشان دهند.
هیچ ازدواجی کامل نیست اما باید سعی کرد نقاط مثبت بیشتری داشته باشد.