بازی راهی است که بچه‌ها به وسیله آن امور مختلف را یاد می‌گیرند. اموری که هیچ فردی و از هیچ راهی قادر به آموزش آن به کودک نیست. بسیاری از یادگیری‌های کودک از طریق بازی صورت می‌گیرد. بازی در واقع دریچه‌ای است برای کشف واقعیت‌های خارج توسط کودک.‌
بازی تفکر کودک است. کودک در هنگام بازی به آزمایشگری، تمرین، تقلید، مذاکره، آمادگی و مرور ذهنی موقعیت‌های زندگی واقعی می‌پردازد. بازی شایستگی، استقلال، عزت نفس و مهارت‌های دیگر را گسترش می‌دهد، بازی عامل مهمی در پرورش عقلی کودک به شمار می‌رود. کودک آن چه را در خانه می‌آموزد، ضمن بازی تکرار می‌کند و هنگام تکرار درباره‌ی آن می‌اندیشد و معنای بسیاری از این پدیده‌ها برای او قابل فهم‌تر می‌شود.‌
به اعتقاد روان‌شناسان، اطلاعاتی که کودک در بازی کسب می‌کند نه تنها برای زندگی فعلی او، بلکه به زندگی آینده او ارتباط می‌یابد. بازی فرآیندی است که آماده‌سازی کودک را برای آینده مشخص می‌کند. چگونگی برخورد کودک با بازی، انتخاب بازی، اهمیت بازی و غیره، همگی نشانی از چگونگی نگرش کودک به محیط اطراف خود و راهنمایی و وابستگی و ارتباط با محیط است. بازی برای تحول شناختی، عاطفی، اجتماعی و جسمانی کودک ضرورت تام دارد. بازی طریقه‌ی یادگیری کودک درباره‌ی بدن خود و دنیای پیرامون آن است. بازی وسیله‌ای برای سازندگی کودک است. او از طریق بازی یاد می‌گیرد، ابداع می‌کند و تجربه می‌نماید.‌
کودک از طریق بازی می‌تواند به استعدادها، توانایی‌ها، خواست‌ها، ضعف‌ها و نقاط مثبت و منفی خود پی ببرد و لذا با شناخت ویژگی‌های خود، ساخت شخصیتی خود را تحکیم می‌بخشد. کودک از راه بازی مقابله با شرایط زندگی را می‌آموزد، در می‌یابد که چه موقع باید برای رسیدن به هدف مبارزه و چه موقع برخی مقررات را رعایت کند و طلب کمک از دیگران بنماید و با دیگران همکاری کند درمی‌یابد که در بسیاری از مواقع به تنهایی قادر به دستیابی به هدف نیست.
با بازی در می‌یابد که اصول و قواعدی در جامعه وجود دارد که او نیز به عنوان عنصری از آن جامعه ملزم و مقید به رعایت آن هاست. بازی به کودک کمک می‌کند تا آنچه که در درون دارد اما قادر به بیان آن نیست، بیان دارد.‌بیشتر بازی‌ها جنبه آموزشی و پرورشی دارند، کودک به هنگام بازی با وسایل و جمع‌آوری قطعات آنها و یا اشیاء، با دنیایی از رنگ‌ها، شکل‌ها و حجم‌ها آشنا می‌شود. اطلاعات فراوان درباره خصوصیات اشیاء کسب می‌کند و به تدریج محیط خود را می‌شناسد و در اواخر کودکی، واقعیات را از تخیلات تمیز می‌دهد و به قابلیت‌ها و توانایی‌های خود پی می‌برد.‌