عدالت یعنی این که «هر چیزی دقیقاً سر جای خودش باشد». طبیعی است که انسان عادل باید عاقل باشد که اینگونه رفتار کند. نقطه‌ی مقابل عاقل هم جاهل است یعنی کسی که پای‌بند به این نیست که هر چیز سر جایش قرار بگیرد. این رفتار زیاد ارتباطی به داشتن سواد و مدرک تحصیلی ندارد خیلی از باسوادها هستند که جاهلند در نتیجه غیرعادلانه رفتار می‌کنند. اگر دوشاخ وسیله‌ی برقی را به پریز تلفن بزنید هیچ وسیله‌ی برقی به کار نمی‌افتد و نیز اگر دوشاخ گوشی تلفن را به پریز برق بزنید نتیجه معکوس است و خسارت قطعی.
این یک نمونه روشن و بسیار ساده از رفتار غیرعادلانه است یعنی رفتار غیرعاقلانه. به همین جهت است که همه‌ی ما عدالت را دوست داریم، هرچند در نگاه اولیه به نظر بیاید که به ضرر ما تمام می‌شود.
تو خونه که با پدر و مادرهامون زندگی می‌کنیم انتظار این که به هر دلیلی پدر و مادرمون ما را بیشتر از دیگر خواهر و برادرامون تحویل بگیرند انتظاری غیرعادلانه است. این که تک پسر هستیم یا پسر بزرگ هستیم یا فرزند ارشد خانواده‌ایم یا تحصیلاتمون بیشتر است هیچکدام نمی‌تواند مجوز رفتار غیرعادلانه پدر و مادرمون باشد.
ما که خودمان طرفدار عدالتیم و دوستدارش هستیم نباید انتظاراتمان غیرعادلانه باشد. اگر امروز که در خانه‌ی پدر و مادرهامون هستیم یاد نگیریم که چطوری عادل باشیم و عدالت‌دوست، فردا در جامعه و محیط‌های مختلف همانطوری که تربیت شده‌ایم و شکل گرفته‌ایم برخورد می‌کنیم.
باور کنیم که خیلی از هنجارهای غلط و زشتی که امروز در جامعه دیده می‌شود محصول نوع تربیتی است که فرزندان در خانه پیدا کرده‌اند.