هیچ قاعده خشک و فوری برای تربیت بچه‌ها وجود ندارد، لیکن راهبردهایی موجود است که هر پدر و مادری برحسب نیازهای خود و فرزندانش می‌تواند آن‌ها را تغییر دهد. از طریق تشویق و ترغیب می‌توانیم فرزندمان را طوری تربیت کنیم که به بهترین وجهی شکوفا شده و بدرخشند. مهم‌ترین عاملی که تعیین می‌کند آیا کودکی در جاده رشد و موفقیت قدم برمی‌دارد یا نه، حس اعتماد به نفس اوست.
اعتماد به نفس همان عصای سحرآمیزی که می‌تواند آینده کودکی را شکل بخشد، اعتماد به نفس کودک روی همه جنبه‌های زندگی او، از دوستانی که انتخاب می‌کند و موفقیت‌های علمی که کسب می‌کند تا شغلی که به دست می‌آورد و حتی شخصی که برای ازدواج انتخاب می‌کند، تأثیر می‌گذارد.اعتماد به نفس یعنی اینکه شخص احساس دوست داشتنی بودن و کفایت و شایستگی کند. اعتماد به نفس ارمغانی است که می‌توانیم به فرزندان خود هدیه کنیم. این ارمغان در درجه اول از طریق کیفیت رابطه ما با آنها نضج می‌گیرد و رشد می‌کند.فریاد زدن، ناسزا گفتن و تهدید کردن همه روش‌های منفی و نادرستی برای تغییر رفتار بچه‌ها بوده و به عزت نفس آنان لطمه می‌زند.کودکان، والدین خود را افرادی با قدرت و خداگونه می‌بینند و تصور آنها این است که رفتار شما با آنها همان چیزی است که آنها شایستگی دریافت آن را دارند، وقتی با کودکان با احترام رفتار می‌شود، آنها نتیجه می‌گیرند که شایسته احترام بوده و احترام به خویش در آنها تقویت می‌شود. وقتی به آنان محبت می‌شود و گرامی داشته می‌شوند، نتیجه می‌گیرند که شایستگی دارند که دوست داشته شوند و اعتماد به نفس آنها بالا می‌رود.
وقتی با کودکان بدرفتاری شود و مورد ضرب و شتم قرار بگیرند، نتیجه‌گیری می‌کنند که شایسته چنین برخوردی هستند. والدین آیینه فرزندان خود هستند آنچه در آیینه منعکس می‌کنیم، احساس تصویر ذهنی آنها را تشکیل داده و بر روی کلیه حیطه‌های زندگی آنان تأثیر می‌گذارد. اگر نیازهای عاطفی آنها برآورده شود، یاد می‌گیرند که خود را دوست بدارند و برای خود ارزش قائل شوند.
بچه‌ها نیازهای فردی بسیاری دارند مانند: احساس تعلق، منحصر به فرد بودن، قدرت و آزادی بیان.وقتی در یکی از این زمینه‌ها احساس رضایت کنند، اعتماد به نفس در آنها افزایش می‌یابد. احترام، محبت، مشورت، بیان اندیشه و احساسات و مسئولیت دادن باعث می‌شود که احساس قدرت و تعلق کنند و اعتماد به نفس در آنها تقویت می‌شود.