کودک یا کاربری را که بازی کامپیوتری می‌کند در اصطلاح «بازی باز» می‌گویند. او سعی می‌کند بازی‌هایی را انتخاب کند که نیازهای درونی‌اش را پاسخ ‌دهند تا بتواند هیجانات خودش را از طریق آنها تخلیه کند…
گاهی کودکان یا افرادی که اعتماد به نفس پایینی دارند، به بازی‌های کامپیوتری وابستگی زیادی پیدا می‌کنند.آنها که تعاملات اجتماعی کمتری دارند و ارتباطات بین فردی شان ضعیف‌تر است، می‌توانند با این بازی‌ها احساس قدرت واعتماد به نفس کنند. در مجموع همیشه رابطه‌ای بین شخصیت بازی باز و کاراکتر بازی وجود دارد. برای مثال کودک درونگرا ممکن است نقش یک مأمور ویژه پلیس یا کارآگاه را ایفا کند، یا کاملا برعکس یعنی بازی باز کارکتری را انتخاب کند که ضعف‌هایش را پوشش دهد. برای مثال اگر چاق است یک آدم لاغر را انتخاب می‌کند و اگر ضعیف است یک کاراکتر قوی را.
بازی‌های کامپیوتری می‌توانند در شکل‌گیری فرآیند تصمیم‌گیری کودک مؤثر باشند. بازی باز در مراحل گوناگون بازی تصمیم می‌گیرد که کدام روش را باید انتخاب کند تا شکست نخورد و حذف نشود. از سوی دیگر این بازی‌ها می‌توانند در تقویت ساختارهای شناختی ذهن تأثیر مطلوبی داشته باشند. بعضی از بازی‌ها که امکان برنامه‌ریزی بلندمدت را به بازی باز می‌دهند، در ایجاد آینده نگری مؤثر هستند. برای مثال در یک بازی آنلاین فرد، شهردار یک شهر مجازی می‌شود و باید با تنظیم بودجه بر اساس جمعیت و وضع مالیات این شهر را اداره کند، در غیر این صورت مردم، شهر را ترک می‌کنند.
بازی‌های تخیلی با وجود اینکه برای بیشتر افراد به خصوص بچه‌ها جذاب هستند، نباید خیلی زیاد مورد استفاده قرار بگیرند. این تخیلات مناسب فرهنگ ما نیست و رفتارهای روزمره زندگی ما را شامل نمی‌شود. پیشنهاد ما این است که بازی‌هایی ساخته شوند که با توجه به فرهنگ جامعه ایرانی، با موقعیت‌های رفتاری و زندگی واقعی فرد هماهنگی بیشتری داشته باشند، برای مثال بازی‌هایی درباره راهنمایی و رانندگی یا چگونگی برخورد با موادمخدر و دوستان ناباب که به بچه‌های ما کمک می‌کند در موقعیت‌های حساس تصمیم‌های سازنده و مفید بگیرند.