تحقیقات روانشناسان نشان داده است که غریزه‌ای به نام غریزه پدری وجود دارد. دوستی پدر با فرزندش و حمایت او جنبه فرهنگی، مذهبی و اخلاقی دارد. ولی در عین حال مرد از اینکه پدرشده است بدون احساس یا بی‌تفاوت نیست. کودک برای پدر همچون یک غذای روحی است. فردی که دارای فرزند شده احساس می‌کند دارای شأن و موقعیّتی شده که تا آن موقع آنرا واجد نبوده و افراد مجرد، هم آن را دارا نیستند. این احساس برای او پدید آمده که فردی کامل شده و یا از نقص و نارسایی بیرون آمده و می‌تواند جداً فردی سرافراز باشد. پدر بودن به مرد احساس قدرت می‌دهد، آنچنان که خود را جداً قوی و نیرومند حس می‌کند و بر اساس این قدرت خود را لایق نوعی خاص از احترام و کمال می‌داند. در سایه پدری است که او کدخدای خانواده می‌شود، در خود این وظیفه و جرأت را می‌بیند که زندگی را سروسامان دهد و برای حیات و سعادت خود و اعضای خانواده برنامه ریزی کند.