پدر از دید کودک چهره برجسته خانواده است و در ذهن و روان کودک جای دارد و شخصیتی است که همه کردار و گفتار و رفتارش برای طفل حساب شده است. او را داناترین، نیرومند‌ترین و زیباترین موجود می‌داند و آرزو می‌کند چون او باشد و رفتار او را تقلید کند. کودک از حدود ۳-۲ سالگی پدر را مورد توجه قرار داده و می‌کوشد برای او احترامی قائل شود و حریمی در رابطه با او بگیرد. این امر در این رابطه است که او پدر را بزرگترین و عاقل‌ترین شخصیت می‌شناسد و تصورش اینست که او کسی است که هیچکس با او یاری همسانی نیست. به خاطر این اقتدار است که او از پدرش خوشش می‌آید و او را مدل زندگی قرار می‌دهد. اگر کودکی علیه پدر سخنی بگوید او با تمام قدرت در مقابل او می‌ایستد و جداً از پدر دفاع می‌کند و نمی‌تواند قبول کند که فردی مهم‌تر از او در جامعه باشد. بخاطر همین احساس است که طفل در خانه با پدر رسمی برخورد می‌کند وسعی دارد مبادی آداب باشد و بین خود و او حائلی می‌بیند. او با مادرش بدون ملاحظه و رودربایستی برخورد می‌کند در حالی که با پدر چنین نیست و حتی در مواردی سعی دارد که از کانال مادر با پدر در ارتباط باشد.