مشارکت، همیاری و اعتلای تفکر برای تقویت روحیه خلاقیت مؤثر است.
نه تنها باید به دانش‌آموزان فرصت فکر کردن داد بلکه باید به آنان بیاموزیم چگونه دربارهِ موضوعی فکر کنند و معلومات لازم را بدست آورند.
روش‌های صحیح مطالعه و کسب اطلاعات را به آنان تذکر دهیم و فهرستی از پرسش‌های مربوط به آن موضوع همراه با منابع و مآخذ فراهم آوریم.
هر اندازه که دانش‌آموز مطالب بیشتری درباره موضوعی که می‌اندیشد بداند برای رسیدن به نتیجه درست امکان بیشتری خواهد داشت. رسیدن به نتیجه درست تنها به داشتن معلومات بستگی ندارد.
شیوه بکار بردن آن معلومات نیز حائز اهمیت است. برای نتیجه‌گیری از راه استدلال دو روش ارائه می‌شود.‌
۱) روش استقراء: این روش عبارت از استنتاج کردن از تعدادی نمونه یا مثال است. (حکم کلی کردن) برای مثال دختری که متوجه می‌شود هر وقت تخم‌مرغی را در ۸ دقیقه بجوشاند سفت می‌شود و این کار را چند بار انجام داده باشد، نتیجه می‌گیرد برای سفت شدن تخم‌مرغ جوشاندن به مدت ۸ دقیقه کافی است.
گاهی استدلال استقرائی نادرست هم خواهد بود اگر چند زن به شکلات علاقه داشته باشند نتیجه بگیریم که همه زنها به شکلات علاقه دارند استنتاج نادرست است و بدون دلیل کافی حکم کلی صادر شده است.‌
۲)‌ روش قیاسی: بکار بستن یک اصل کلی در مورد یک وضع خاص. بعنوان مثال شاگردانی که درس نمی‌خوانند در امتحانات مردود می‌شوند.
هرگاه به دانش‌آموزی برخورد نمائیم که هیچ‌گونه فعالیتی در مورد درس خود انجام نمی‌دهد نتیجه بگیریم که او در امتحنات مردود خواهد شد.
استدلال‌های قیاسی ممکن است از دو راه به نتیجه نادرست بیانجامند: الف – هنگامی که اصل بنیادی نادرست باشد.
مثلاً اگر بگوئیم در زبان انگلیسی تمام کلمات در هنگام جمع بستن ‌‌S می‌گیرند و در موقع بکارگیری این اصل برای کلمه ‌‌Child نیز ‌‌S اضافه کنیم.
می‌بینیم که کاری اشتباه صورت گرفته است. چرا؟ چون اصلی را که مورد استفاده قرار داده‌ایم از آغاز جنبه کلی نداشته و دارای استثناء هم بوده است.‌
ب ) قاعده یا اصل درست است، اما ما آن را غلط به کار ببریم. بعنوان مثال ما قبول داریم که دانش‌آموزانی که درس نمی‌خوانند در امتحانات مردود خواهند شد.
اما اگر از مردود شدن دانش‌آموزی نتیجه‌گیری کنیم که او درس نخوانده است استدلال نادرست خواهد بود. شاید کم‌هوشی، بیماری و یا دلایل دیگری موجب مردود شدن او شده باشد.‌