دورهٔ نوجوانی که در واقع سال‌های گذر از کودکی به بزرگسالی محسوب می‌شود، دورانی است که ارزش‌ها و ایده‌های انسان‌ها تا حد زیادی شکل می‌گیرند. در این دوره، تجربه‌ها و آموخته‌های نوجوان شکل می‌گیرند. در این دوره، تجربه‌ها و آموخته‌های نوجوان در محیط‌های سه‌گانهٔ ”خانه، مدرسه و گروه همسالان خود“ تعیین‌کنندهٔ شکل‌های شخصیتی آیندهٔ او خواهد بود؛ امور اخلاقی چون اتکاء به نفس، تسرو بودن یا شهامت داشتن، افسرده بودن یا سرزندگی و نشاط، آزاد و رها بودن، حسادت، عصبی بودن، کم‌طاقتی و پرتحملی، درون‌گرائی یا برون‌گرائی، وابستگی، خودشیفتگی، خودنمائی و … در ین دوره شکل می‌گیرد به همین دلیل عدم روانشناسی اهمیت فوق‌العاده‌ای برای این دورهٔ میانی و گذرا قائل است.
اهمیت حضور آگاهانهٔ مادر و پدرها در کنار فرزندان، به‌ویژه در این سنین از همین‌جا ناشی می‌شود. آنها باید قادر باشند با شناخت کافی از مشکل‌های ویژهٔ این دوران و نیز درک نیروهائی که قادر به تفسیرهای اصلاحی در رفتار نوجوان هستند، فرزند خویش را حمایت کنند، به‌عنوان مثال، خوب است بدانید که طول این دوره در فرهنگ‌ها و جامعه‌های مختلف، تفاوت دارد. این تغییر نه تنها مقوله‌ای بیولوژیکی و جسمانی است. بلکه بستگی به شرایط اقتصادی و فرهنگی جامعه‌ها و مسئله‌های اجتماعی نیز دارد و می‌تواند بسیار ناهنجار و چالش‌برانگیز باشد.