دوران آزادی و خوش زوج‌های جوان، بعد از تولد و اضافه شدن عضو جدید به خانواده، شکل دیگری پیدا می‌کند.
یک شام خصوصی دو نفره در یک رستوران یا قدم‌زدن بی‌دغدغه زن و شوهر در پارک یا خیابان، به خاطره‌ای تبدیل می‌شود و عضو کوچک خانواده همراه خوشی‌هایی که با خود می‌آورد، زحمت‌هایی نیز برای والدین ایجاد می‌کند. قبل از تولد نوزاد، والدین چنان در رویای تولد نوزاد و اشتیاق دیدار او غرق می‌شوند که به مسائل، تنش‌ها و زحمات نوزاد فکر نمی‌کنند. ولی در ماه اول واقعیت‌ها خود را نشان می‌دهند و والدین این موجود کوچک و عزیز را تا مدتی مزاحم و باعث اختلال در امر زندگی خویش می‌بینند. در این دوره، مزاحمت‌های غیرمنتظره نوزاد، برنامه خواب و خوراک و روابط زن و شوهر را بر هم می‌زند. معمولاً پیش‌بینی مسائل و آشنایی با آنها، در رفع مشکلات و تعدیل آنها موثر است.مهم‌ترین تغییر در زندگی زناشویی، کم‌شدن فرصت و حوصله برای روابط احساسی زن و شوهر است. این موضوع یکی از واقعیت‌ها در زندگی والدین جوان است.
عضو سوم یا فرد جدید خانواده، با وجود سن کم، توقعات زیادی دارد و غالباً تمام وقت و انرژی مادر را به خود اختصاص می‌دهد.
مادر برای کاهش مشکلات و جلوگیری از خستگی، باید از انجام کارهای غیرضروری چشم‌پوشی کند و نیروی خود را برای رسیدگی به نوزاد، خود و خانواده‌اش ذخیره کند. مسوولیت سنگین مادر، به اضافه بی‌خوابی یا بدخوابی در ماه اول، به قدری باعث خستگی و بی‌حوصلگی او می‌شود که به آسانی در مقابل یک ناراحتی کوچک، واکنش شدید و ناراحت‌کننده‌ای نشان می‌دهد.
توقعات زیاد نوزاد تمام نیروی مادر را از بین می‌برد و برای روابط زناشویی حوصله‌ای باقی نمی‌گذارد. نوزادان پر نیاز، مادران خود را از فرط خستگی تا مرز جنون پیش می‌برند!
همسران این مادران جوان، از بی‌توجهی زن خود شکایت دارند و خود را فراموش شده به حساب می‌آورند. این احساسات منفی شوهر نسبت به زن، امری طبیعی است زیرا مرد، خود را از دایره پیوستگی و پیوندی که بین مادر و نوزاد به وجود آمده، بیرون می‌بیند. این بی‌توجهی را نباید دل کندن زن از همسرش دانست. بلکه علت واقعی و ساده این رفتار، تغییرات فیزیکی و فیزیولوژیکی است که پس از زایمان در مادر به وجود می‌آید. به بیان دیگر در این دوره از زندگی مشترک، فصل جدیدی آغاز می‌شود که با بهار زندگی تفاوت دارد.
یک زن دارای دو نوع هورمون، یعنی هورمون‌های جنسی و هورمون‌های عاطفه مادری است. قبل از تولد نوزاد، هورمون‌های جنسی فعال‌تر از هورمون‌های مادری است و به این دلیل توجه و میل بیشتری به شوهر خود نشان می‌دهد. پس از تولد نوزاد، وضع فوق معکوس شده و هورمون‌های مادری فعال‌تر می‌شود. این یک پدیده بیولوژیکی طبیعی، برای بقای نسل و پرورش نوزاد است که فصل کوتاه و موقت، یا فصل سرد زندگی زناشویی را به وجود می‌آورد. در این دوره مادر تمام نیروی خود را برای رسیدگی به نوزاد و تغذیه او به کار می‌برد و ممکن است حتی فرصتی برای نشستن در کنار همسر خود پیدا نکند. بعد از چند ماه که دوره شیردهی به پایان می‌رسد و نوزاد به اندازه کافی رشد می‌کند، زحمت مادر نیز کمتر می‌شود و زندگی مشترک، فصل جدید و خوشی را از سر می‌گیرد.
زن و شوهر برای حفظ آرامش در زندگی مشترک باید از این تغییرات آگاه باشند. در واقع سازش با زندگی پس از تولد نوزاد و تحکیم روابط خانوادگی تا حد زیادی به تفاهم در این زمینه بستگی دارد. والدین نباید تصور کنند که وجود نوزاد برایشان زحمتی به وجود می‌آورد. بلکه می‌توانند نوزاد را نیز در گردش‌ها و مهمانی‌های خود شرکت دهند و از حضور او خاطره‌ای خوش بسازند. در این دوره زن و شوهر بهتر است از احساسات یکدیگر با خبر باشند. اگر مادر از بچه‌داری خسته است، باید آن را با همسرش درمیان بگذارد و از او برای انجام بعضی از امور منزل کمک بخواهد. پدر نیز می‌تواند برای رسیدگی به نوزاد و کمک به مادر مدتی مرخصی بگیرد و یا هنگامی که در منزل است با انجام کارهای منزل، به ویژه کارهای سنگینی که از عهده مادر ساخته نیست، علاقه خود را به خانواده نشان دهد. شوهران معمولاً نمی‌توانند نیازهای همسرشان را پیش‌بینی کنند و زنان نیز در بیان خواسته‌ها و کمک گرفتن از شوهر خود اکراه دارند. زن و شوهر باید نسبت به خواسته‌های یکدیگر احترام بگذارند تا زندگی خوشی را در کنار نوزاد ادامه دهند. باید به یاد داشته باشید که دوره نوزادی پس از مدتی سپری می‌شود و زمانی می‌رسد که کودک به توجه کمتری نیاز دارد و فصل خوش زندگی زناشویی دوباره آغاز می‌شود.
شهلا یزدانی کارشناس مامایی